شاعرانه - تصنیف های مداحی

پایگاه انتشار نوحه ها و مولودی های مداحی

شاعرانه - تصنیف های مداحی

سالیانی‌ست که با نوکری‌ات دل شادم
جان زهرا دم مردن مبری از یادم....

برای عاقبت به خیری بنده حقیر دعا کنید. یاحق

"استفاده از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است"

طبقه بندی موضوعی

۱۳ مطلب با موضوع «ماه محرم و صفر :: حضرت رقیه (س)» ثبت شده است

اون روزی که تو کوچمون، خبر اومد شهید شدی / سه ساله بودم

اون روزی که پیش خدا، شهید و روسفید شدی / سه ساله بودم


دلم برات که تنگ میشد، خودت پیشم می‌اومدی / بابای خوبم

دلم برات که تنگ میشد، تو خواب بهم سر میزدی / بابای خوبم

 

یادم میاد برا خودم، خانوم بودم بابایی

تو بغل بزرگترا، آروم بودم بابایی

 

اون روزی که آوردنت، از جبهه‌ها / گریه امونمو برید

یکی می‌گفت سر نداری، باباجونم / آتیش به قلب من کشید

 

یعنی اگه صدات کنم، جوابمو نمیدی؟

اگه بخوام نگات کنم.... نه، باورم نمیشه...

 

یعنی اگه یه روز بخوام، روی تو رو ببوسم

باید چیکار برات کنم... نه، باورم نمیشه...

 

باباجونم باباجونم، برس به دادم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ آبان ۹۶ ، ۱۵:۱۹
یاحق

شام فراقم شد سحر، بابا رسید از راه

بابا ببین کار رقیه، شد دمادم آه

گفتم نزن، بر روی من، اما مرا می زد

هر مرتبه سیلی به من زد، بی هوا می زد

رویم شده نیلی پدر از / ضربه ی دشمن

بابا ببین کرده چه ها این / دشمنت با من

بابای مظلومم

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ شهریور ۹۵ ، ۰۹:۴۷
یاحق

خوش اومدی خرابه، بابای مهربونم

می گیرمت در آغوش، با دست نیمه جونم

 

آرزوم بود دیدنت -  هر نفس بوسیدنت

تو گل یاس منی -  با تبرها چیدنت

 

وای من بابای من

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ شهریور ۹۵ ، ۲۲:۰۳
یاحق

شد شب تارم سحر، آمد پدر // مهربان بابایم آمد از سفر

از تو ممنونم که آخر آمدی - خوب شد بابا که دیگر آمدی

آنقدر مستاق دیدار منی - با دو پا نه بلکه با سر آمدی

مهربان بابا، حال خرابم را نظر کن / از سفر بی من، جان رقیه تو حذر کن

من الذی ایتمنی، بابا حسین جان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ مرداد ۹۴ ، ۰۰:۲۸
یاحق

تو خرابه محشر کبری به پا شد ناگهان / یه سه ساله دختری یاد باباش افتاده بود

گریه می کرد و می گفت چرا بابام نیومدش / گفته بود امشب میاد، خودش بهم قول داده بود

بیا، بابا من رو ببر -  چرا، بی من رفتی سفر -  بیا، اشک من رو بخر    

حسین، بابا بابا حسین

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ مرداد ۹۴ ، ۰۰:۲۲
یاحق

شب دوم - ورود به کربلا

 

چرا دلم دچار ماتم شد / دلم دچار غصه و غم شد / پیش چشام روضه مجسم شد / برادر من، برادر من

دارم می بینم اون هیاهو رو / شکستگی بین ابرو رو / به چنگ گرگ فتنه آهو رو / برادر من، برادر من

حرامیا حرامیا ای وای - زینب و ظلم شامیا ای وای - زینب و دست بی حیا ای وای - امون از این غم، امون از این غم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ مرداد ۹۴ ، ۲۲:۵۴
یاحق

بابا، دلم از داغ تو غرق خونه

بابا، آسمون هم با من روضه خونه

بابا، بی تو فریاد و داد از این زمونه

داغ تو پیرم کرد، از دنیا سیرم کرد / با زنجیر کینه، دشمن درگیرم کرد

بابای غریبم، ای شیب الخضیبم / ای در وقت ماتم، به دردم طبیبم

أبتا یاحسین

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آذر ۹۳ ، ۰۰:۳۶
یاحق

شکسته قلبم ز دوری، خبر سوی ما نیومد / دلم تنگه، دلم خونه، چرا پس بابا نیامد

کنج خرابه در به در – در انتظار یک خبر   

زخمیه دستام، مجروحه پاهام، انگار دیگه نمی بینم   

با دلی خسته، قلب بشکسته، چشم به راه تو می شینم  

بابای مهربونم

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ مرداد ۹۳ ، ۲۳:۲۸
یاحق

دستان کوچک نگاهی / نایی برایم نمانده    

از بس دویدم خدایا / پایی برایم نمانده    

من دختر پادشاهم – ویرانه شد جایگاهم   

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ مرداد ۹۳ ، ۲۳:۲۴
یاحق

بابا ببین اینجا، من مانده ام تنها / در اوج دلتنگی، در بین این اعدا

ببین در نبودت، صورتم گشته نیلی – به هر لحظه دشمن، زد به طفل تو سیلی

وای، وای، از غم بی دلیلی

بابا بابا، حسین جانم   

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ مرداد ۹۳ ، ۲۳:۱۹
یاحق